" دانلود متن کامل پایان نامه ارشد | ۵-۴- پیشنهادها و توصیه های سیاستی – 7 " |
![]() |
“
تاثیر بحران بر خدمات بیشتر از خدمات گردشگری است زیرا خدمات گردشگری طی سفرهای بینالمللی مبادله می شود و معمولا سفرهای بینالمللی با برنامه ریزی صورت میگیرد و عوامل آنی کمتر تاثیرگذار است. اما کل خدمات شامل خدماتی از جمله خدمات مالی است که این گونه خدمات به صورت آنی صورت میگیرد و عواملی چون شرایط مالی و نرخ ارز تاثیر مستقیم و بیشتری را بر روی کل خدمات نسبت به خدمات گردشگری می گذارد. زمانی که گردشگر برای سفر بینالمللی برنامه ریزی کردهاست و به آن سفر میرود؛ از برخی از خدمات نمیتواند صرف نظر کند بنابرین تغییرات نرخ ارز یا شرایط مالی تاثیر کمتری بر خدمات گردشگری دارد.
فاصله جغرافیایی به طور مستقیم بر هزینه های مبادله اثر می گذارد و همچنین زیاد شدن فاصله جغرافیایی هزینه های غیر از هزینه حمل و نقل را نیز افزایش میدهد، از جمله این هزینه ها میتوان به هزینه بیمه اشاره کرد که هرچه فاصله بیشتر باشد به علت افزایش خطرات احتمالی هزینه بیمه بیشتر می شود بنابرین تجارت کاهش مییابد. در زمان بحران مالی فاصله جغرافیایی بر تجارت خدمات حاصل از گردشگری نسبت به تجارت کل خدمات تاثیر کمتری می گذارد. زیرا خدماتی گردشگری در مقصد گردشگری استفاده می شود و در برگیرندهی هزینه حمل و نقل نیستند. تنها تاثیری که فاصله جغرافیایی بر گردشگری دارد از طریق هزینه بلیط سفر از کشور مبدأ به کشور مقصد است. افزایش هزینه بلیط در دوران بحران مالی باعث شد گردشگران به مقاصد نزدیکتر سفر کنند. بنابرین در زمان بحران مالی فاصله جغرافیایی بر تجارت خدمات گردشگری تاثیر کمتری گذاشت.
۵-۳-آزمون فرضیه های پژوهش
در این قسمت ابتدا آزمون فرضیه های پژوهش آورده شده و با توجه به نتایج حاصل از برآورد الگوهای پژوهش، فرضیه های پژوهش به شرح زیر ارزیابی شده است.
۵-۳-۱-آزمون فرضیه اول:
بحران مالی بر تجارت دوجانبه خدمات در کشورهای عمده شریک تجاری ایران در بخش خدمات اثرگذار است.
با توجه به تئوری بیان شده در فصل دوم و نتایج حاصل از برآورد الگوی (۴-۲) عوامل اثرگذار بر تجارت دوجانبه خدمات شامل درآمد سرانه دو کشور شریک تجاری، تغییرات نرخ ارز، وضعیت مالی و فاصله است. نتایج جدول (۴-۲) بیان می کند که درآمد سرانه در کشورهای وارد کننده هر چه بیشتر شود تجارت این کشورها بیشتر می شود. کشش درآمد سرانه برای کشور وارد کننده مثبت و دارای مقدار ۶۷/۱ است که به این معنا است که افزایش یک درصدی در درآمد سرانه میزان تجارت دوجانبه بین دوکشور شریک تجاری را به میزان ۶۷/۱ درصد افزایش مییابد. در مورد کشور صادر کننده، کشش درآمد سرانه آن برابر با ۳۵/۱ است که نشان میدهد به ازای افزایش یک درصدی درآمد سرانه کشور صادر کننده تجارت شدوجانبه کشور با شریک تجاریش به میزان ۳۵/۱ درصد افزایش مییابد. افزایش درآمد سرانه کشور صادر کننده موجب افزایش سرمایه گذاری در خدمات و افزایش عرضه خدمات می شود که امکان افزایش در تجارت خدمات را ایجاد می کند.
تغییرات نرخ ارز نیز به علت ایجاد نااطمینانی در بازار و فضای مبادله موجب کاهش تجارت می شود. در زمان بحران مالی معمولا نرخ ارز افزایش مییابد و این موضوع برای دو کشورهای وارد کننده و صادر کننده صادق است. افزایش نرخ ارز در کشور وارد کننده باعث بی ارزش شدن پول این کشور می شود و باعث کاهش تجارت میگردد. از طرفی افزایش نرخ ارز در کشور صادر کننده به معنای ارزان شدن خدمات این کشور است و باعث افزایش صادرات این کشور می شود. اما این افزایش نرخ ارز به علت واگراییهای موجود اثر منفی بر حجم تجارت دارد. از طرفی همان طور که در فصل چهارم بیان شد در شرایط بحران مالی پیش شرطهای اقتصادی لزوماً صادق نیست. بنابر دو مورد عدم همگرایی و شرایط بحران مالی اثر منفی افزایش نرخ ارز بر تجارت دوجانبه برای کشورهای وارد کننده و صادر کننده وجود دارد.
شاخص بحران مالی همان طور که در فصل چهارم ذکر شد تاثیر مستقیم بر حجم تجارت دارد. در تاثیرگذاری این شاخص بر حجم تجارت، نااطمینانی نقش به سزایی دارد. بحران مالی حتی ساز و کار متغیرهای دیگر نظیر نرخ ارز را نیز تا حدودی تغییر میدهد.
عامل دیگر که بر حجم تجارت مؤثر است فاصله میباشد که در هر شرایطی اثر منفی بر حجم تجارت دارد. با افزایش فاصله بین دو شریک تجاری هزینه های مبادله افزایش مییابد و کاهش تجارت دوجانبه بین این دو شریک تجاری را باعث می شود. در جدول (۴-۲) نشان داده شده است که با افزایش یک درصدی در فاصله میزان تجارت به میزان ۵/۰ درصد کاهش مییابد.
با توجه به آنچه ذکر شد فرضیه”بحران مالی بر تجارت دوجانبه خدمات در کشورهای عمده شریک تجاری ایران در بخش خدمات اثرگذار است”، بر مبنای نتایج پذیرفته نمی شود.
۵-۳-۲-آزمون فرضیه دوم:
بحران مالی جریان دو جانبه تجارت خدمات گردشگری در کشورهای عمده شریک تجاری ایران در بخش خدمات را تحت تاثیر قرار میدهد.
عوامل اثرگذار بر تجارت دوجانبه خدمات گردشگری شامل درآمد سرانه دو کشور شریک تجاری، تغییرات نرخ ارز، فاصله، شاخص بحران مالی و یا تغییرات آن است. نتایج برآورد الگوی (۴-۳) بیان می کند که درآمد سرانه در کشورهای مبدأ گردشگری هر چه بیشتر شود واردات خدمات گردشگری این کشورها بیشتر می شود. کشش درآمد سرانه کشور مبدأ بیشتر از کشش درآمد سرانه کشور مقصد است و نشان میدهد که افزایش درآمد سرانه کشورها باعث افزایش تجارت دوجانبه بین شرکای تجاری می شود.
تغییرات نرخ ارز نیز به علت ایجاد نااطمینانی در بازار و فضای مبادله موجب کاهش تجارت می شود. همین طور که در قسمت قبل اشاره شد در زمان بحران مالی معمولا نرخ ارز افزایش مییابد و این موضوع برای دو کشورهای مبدأ و مقصد صادق است. افزایش نرخ ارز در کشور مبدأ باعث بی ارزش شدن پول این کشور می شود و هزینه سفر را افزایش میدهد و تجارت کاهش مییابد. از طرفی افزایش نرخ ارز در کشور مقصد به معنای ارزان شدن خدمات این کشور است و باعث ارزانتر شدن این کشور برای سفر می شود بنابرین حجم تجارت افزایش مییابد. اما این افزایش نرخ ارز به علت واگراییهای مالی موجود بین کشورهای مورد بررسی در این پژوهش اثر منفی بر حجم تجارت دارد. همچنین در شرایط بحران مالی پیش شرطهای اقتصادی لزوماً صادق نیست. بنابر دو مورد عدم همگرایی و شرایط بحران مالی اثر منفی افزایش نرخ ارز بر تجارت دوجانبه برای کشورهای مبدأ و مقصد وجود دارد.
عامل دیگر که بر حجم تجارت مؤثر است فاصله میباشد که در هر شرایطی اثر منفی بر حجم تجارت دارد. با افزایش فاصله بین مبدأ و مقصد گردشگری هزینه های سفر و استفاده از خدمات گردشگری افزایش مییابد و کاهش تجارت دوجانبه بین این دو شریک تجاری را باعث می شود.
با توجه به آنچه ذکر شد فرضیه “بحران مالی جریان دو جانبه تجارت خدمات گردشگری در کشورهای عمده شریک تجاری ایران در بخش خدمات را تحت تاثیر قرار میدهد”، بر مبنای نتایج پذیرفته می شود.
۵-۴- پیشنهادها و توصیه های سیاستی
“
فرم در حال بارگذاری ...
[شنبه 1401-09-19] [ 06:03:00 ب.ظ ]
|